ي‌. تاريخ طبيعي‌

در اين قسمت همان ترتيب بخش ((ي‌)) از فصل اول رعايت خواهد شد، يعني بررسي كارهايي كه‌ در كشورهاي مختلف انجام گرفته است و ترتيب فرهنگي و جغرافيايي‌، بررسي موضوعات‌ عمده با ترتيب موضوعي را در پي خواهد داشت‌.

الف‌. مسيحيت‌

بخش مربوط به مسيحيت به هشت قسمت فرعي تقسيم مي‌شود: 1) شبه جزيره‌ٴ اسپانيا؛ 2) ايتاليا؛ 3) فرانسه‌؛ 4) سرزمين ليژ؛ 5) انگلستان‌؛ 6) آلمان‌؛ 7) بوهميا؛ 8) بيزانس‌.
1. شبه‌جزيره‌ٴ اسپانيا. لازم بود اين بخش را ((شبه‌جزيره‌ٴ اسپانيا)) بناميم‌، چون هيچ‌كدام از دو نفري‌ كه ذكر مي‌شوند اسپانيايي به‌مفهوم دقيق كلمه نيستند؛ اولي كاتالونيايي است و دومي اهل‌ باسك‌. بيشتر افتخارات اسپانيا ناشي از كاتالونيا يا باسك است و با اين همه اسپانيا پيوسته در سرزمين خود با اين ((خارجيان‌)) بدرفتاري كرده است‌. بدبختانه اسپانيا غالباً ما را به‌ياد آن مادري‌ مي‌اندازد كه به‌خرج ناپسري تحقيرشده‌اش زندگي مي‌كند.
آراگوني يا كاتالونيايي موردنظر ما كسي جز شاه پره‌ٴ سوم آدابدان نيست‌، كه سنّت هيماي‌ اول فاتح (سيزدهم ـ 2) را دنبال كرد. پره تنها مانند نيايَش مورخ نبود، بلكه حامي معرفت نيز بود. او سبب شد كه كتاب‌هايي از عربي به كاتالان ترجمه شود، به‌ويژه كتابي در باب كشاورزي‌. اين تصوير جالبي از استمرار تأثير عربي در كشاورزي اسپانيا بود، با اين‌كه در آن زمان مسلمانان‌ از سراسر اسپانيا جز غرناطه رانده شده بودند و يك قرن پيش آخرين پايگاه‌هايشان را در آراگون‌ و مايوركا از دست داده بودند. البته باغ‌ها و يادگارهاي اسلامي را امروز هم در اسپانيا مي‌توان‌ ملاحظه كرد.
از لوپز دو آيالا، سپاهي و اديب باسك رساله‌اي مفصل در بازداري دردست است‌.
2. ايتاليا. مي‌توان گزارش مربوط به ايتاليا را با شخصيت افسانه‌اي روتاريو داستي آغاز كرد كه‌ تصور مي‌شود در سال 1358 به كوه نسبتاً بلند روتچاملونه صعود كرد. وي از نخستين قهرمانان‌ صعود به كوه‌هاي آلپ است‌.
جاكومودي دوندي و پسرش جوواني به آنچه مي‌توان مسائل زيست‌شناسي ناميد علاقه‌ داشتند. اولي رساله‌اي درمورد موضوع قديمي شوري آب دريا و برخي چشمه‌ها نوشت‌؛ وي‌ درباره‌ٴ روش‌هاي مختلف استخراج نمك از دريا بحث كرد و نخستين كسي بود كه استخراج نمك‌ از آب‌هاي معدني را مطرح ساخت‌. جوواني مطالعات پدرش را پي گرفت و چشمه‌هاي آلبانو در نزديكي پادوا را مورد پژوهش دقيق قرار داد. هيچ‌كدام نتوانستند مسائل متعدد موجود را حل‌ كنند، ولي با توجه به ناقص بودن‌، يا به‌طور دقيق نارسايي كامل چارچوب تحقيقاتشان‌، جز اين